javad761 - فیس کرمان شبکه اجتماعی استان کرمان
اینترنت مکان مناسبی جهت یافتن دوست و یا شریک آینده زندگی نیست، این‌ معامله‌ ای‌ زیانبار است‌ كه‌ در بسیاری‌ مواقع‌ ضرر آن‌ قابل‌ جبران‌ نیست، خانواده شما بهترین دوست شماست
javad761
مدیر فیس کرمان
مشخصات
フム√ムd761
شماره عضویت: 1
مرد
1363/11/02 تولد واقعی
1391/05/03 تولد کلوبی
حالت امروز: ميزون هستم
0.14 ميانگين پست
318 پست
213 نظر
218 لایک گرفته شده
1 لایک داده شده
9 بازنشرها
273 دنبال کرده است
246 دنبال شده است
21 طرفداران
6 مديريت گروه
7 عضويت در گروه
0 دعوتنامه‌هاي تاييد شده
333 دفعه اعلام حضور روزانه
4687 دقیقه مدت زمان حضور کاربر
188257 مرتبه بازدید کاربران
8961.25 امتیاز کل
وضعیت: فوق حرفه ای
درجه کاربری
سایت: facekerman.ir
Javad761@yahoo.com
1397/08/21 اخرین ورود کاربر
1395/05/03 اخرین ارسال پست
1397/08/21 اخرین کلیک کاربر
آي پي وارده: 178.131.224.81
اطلاعات شخصی
علاقه مندی ها
کد QR شخصی
آگهی フム√ムd761

موزیک پروفایل

مدال ها
دنبال کننده ها
اخرین بازدیدکننده ها
این امکان فقط برای کاربران وی آی پی مقدور می باشد
جهت تبدیل به کاربر وی آی پی کلیک نمایید
کاربران هم عقیده
گروه های من


10/تیر/1395 - 18:43

خانمم سالگرد ازدواج :
عشــق را با تو تجربه کردم، امید به زندگی را در تو آموختم.محبت را در قلب تو یافتم.
با هر تپش قلبم میگویم دوستت دارم و چشمان همیشه عاشقم در انتظار توست
سالگرد ازدواجمان مبارک
{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-49-}{-49-}{-49-}{-49-}{-49-}{-49-}{-49-}


10/تیر/1395 - 18:41

خانمم تولدت :
عزیزم در پناه مهربانی ات جوانه زدم و با نسیم صداقتت به بار نشستم و معنا و مفهوم زندگی را در با تو بودن یافتم، بهترین بهانه زندگیم، یک دنیا عشق و محبت خالصانه مرا به مناسبت روز تولدت پذیرا باش …
{-134-}{-135-}{-174-}{-175-}{-176-}{-177-}{-21-}{-44-}{-49-}{-49-}{-49-}


21/خرداد/1395 - 13:16

به نام خدا

عرض ادب..

مجدد شبکه فیس کرمان دات کام برای تغییرات نهایی از اول تابستان تا اول مهر توسط برنامه نویس خبره بنده مورد ویرایش نهایی قرار می گیرد
البته شبکه باز است
کاربرانی که خواستند می توانند مطلب ارسال نمایند
سبز و سربلند باشید
{-50-}


9/اسفند/1394 - 00:32

خدا شوخی شوخی پیر شدم
کم کم موهای ریش و سرم سفید شد از نامردمی ها
از کسایی که به انها اعتماد کردم ولی اعتمادم فاش شد
تنم زخمی شده ولی بازم هم به روزهای درمان فکر می کنم
شب خوش
روزگار من تنها نیستم
چون خدا را دارم
{-7-}


9/اسفند/1394 - 00:29

دلــم حـضـور مــردانــه می خــواهــد ...نـــه اینـکـه مــرد بــاشـد

نه ...مــــردانــه ­ بـاشـد

حــرفـش... قــولــش.. فــکــرش...

نـگـاهـش... قـلـبـش... و ...آنــقــدر مــردانــه

کـه بـتـوان تا بـیـنهـایــت دنـیــابـه او اعـتــمــاد کــرد !!


9/اسفند/1394 - 00:28

آدم هایی هستند

که دیوار بلندت را می بینند

ولی به دنبال همان یک آجر لق میان دیوارت هستند که ،

تو را فرو بریزند ...!

تا تو را انکار کنند ...!

تا از رویت رد شوند ...!

مراقب باش !

دست روزگار هلت میدهد ؛

ولی قرار نیست تو بیفتی ،

اگر بی تاب نباشی و خودت را به آسمان گره زده باشی ،

اوج می گیری ...

به همین سادگی ...

تو خوب باش ،

حتی اگر آدم های اطرافت خوب نیستند ،

تو خوب باش ،

حتی اگر همه از خوبی هایت سو استفاده کردند

تو خوب باش ،

حتی اگر جواب خوبی هایت را با بدی دادند ،

تو خوب باش ،

همین خوب ها هستند که زمین را برای زندگی زیبا می کنند

زندگی رقص واژگان است ؛

یکی به جرم تفاوت ، تنهاست ...

یکی به جرم تنهایی ، متفاوت ..

{-35-}


4/اسفند/1394 - 19:19

اسمم میلاد بود لا عقل یک اهنگ برام خوانده بودند!
{-7-}


11/دی/1394 - 11:30

خیلی چیزها هستند که ادم هیچ وقت نمی تونه فراموش کنه!
{-95-}


6/مهر/1394 - 11:16

تو نگات شبیه شیشه

عشق من یه تیکه خورشید

عشق تو دویست و شیشه

من نگام دربدر تو

تو حواست پیش بنزه

کاش از اول می دونستم

توی چشمای تو لنزه

تو مال جردنی و من

بچه یه جای آبادم

آره تو end کلاسی

اما من خیلی بی کلاسم

زن من نمی شی اما

می ری دنبال یه حمال

اما چشم به رات می مونم

همه سالو با آبسال

تو شبای بی ستاره

مثل جنگلای دوری

تو موهات خیلی قشنگه

سرتو با چی می شوری؟

خوب می دونم اگه بازم

مانتوی گلی بپوشی

جلو پات نگه می داره

وانت میوه فروشی !!!


6/مهر/1394 - 11:10

در انتظار خوابم و صد افسوس

خوابم به چشم باز نميآيد

اندوهگين و غمزده مي گويم

شايد ز روي ناز نمي آيد

چون سايه گشته خواب و نمي افتد

در دامهاي روشن چشمانم

مي خواند آن نهفته نامعلوم

در ضربه هاي نبض پريشانم

مغروق اين جواني معصوم

مغروق لحظه هاي فراموشي

مغروق اين سلام نوازشبار

در بوسه و نگاه و همآغوشي

مي خواهمش در اين شب تنهايي

با ديدگان گمشده در ديدار

با درد ‚ درد ساكت زيبايي

سرشار ‚ از تمامي خود سرشار

مي خواهمش كه بفشردم بر خويش

بر خويش بفشرد من شيدا را

بر هستيم به پيچد ‚ پيچد سخت

آن بازوان گرم و توانا را

در لا بلاي گردن و موهايم

گردش كند نسيم نفسهايش

نوشد بنوشد كه بپيوندم

با رود تلخ خويش به دريايش

وحشي و داغ و پر عطش و لرزان

چون شعله هاي سركش بازيگر

در گيردم ‚ به همهمه ي در گيرد

خاكسترم بماند در بستر

در آسمان روشن چشمانش

بينم ستاره هاي تمنا را

در بوسه هاي پر شررش جويم

لذات آتشين هوسها را

مي خواهمش دريغا ‚ مي خواهم

مي خواهمش به تيره به تنهايي

مي خوانمش به گريه به بي تابي

مي خوانمش به صبر ‚ شكيبايي

لب تشنه مي دود نگهم هر دم

در حفره هاي شب ‚ شب بي پايان

او آن پرنده شايد مي گريد

بر بام يك ستاره سرگردان


5/مهر/1394 - 11:14

5/مهر/1394 - 11:06

5/مهر/1394 - 11:03

به کلاغــــها بگویید:
قصه ی من اینجا تمام شد
" یکی "
بود و نبود مرا با خود برد


4/مهر/1394 - 15:22

تو هم شبیه خودم ، در دلت تَرَک داری

وچون شبیه منی ، ارزشِ محک داری!

شنیده ام که درختان کوچه می گویند

که با بهار و خزان ، حس مشترک داری

نیاز نیست که چیزی به صورتت بزنی!

به لطف حضرت حق ، تا ابد بزک داری

به عشق چشم تو آرام و رام می خوابم

دو چشم قهوه ای تلخ و با نمک داری

همیشه گلّه به دنبال توست ، شک دارم!

درون حنجره ی خویش نی لبک داری؟

تمام مسئله حل است ، پس چرا دیگر

به من، به سبزیِ چشمم، به عشق شک داری؟


31/شهریور/1394 - 00:07
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 >