maziyar: باز رسیدیم به ایستگاه بارون همه جا رو خیس کرده بود شب بود... راه زیادی رو پیاده گذرونده بودیم... خسته بودیم گفتیم بقیه راه رو با اتوبوس بریم... بخار از دهنت بیرون میومد... خستگی رو توی چشمات میدیدم یادته... عشقم بودی... مث این فیلما کاپشن خودمو دادم بهت که به حساب سرما نخوری... رسیدم خونه با اینکه کاپشنمو دادم بهت ولی سرما نخوردم! گذشت و گذشت و گذشـــــــــــــــــت... حالا اومدم توی همون ایستگاه اینبار تنها بودم!!! هوا سرد بود... ولی کاپشنم تنم بود...!!! رسیدم خونه... جلوی آینه وایستادم یه چیزی نظرمو جلب کرده بود یه سری موهای سفید لابلای موهای مشکیم بود... یه چایی داغ بعدشم خواب... صبح فردا رسید... حس بدی بود سرما خورده بودم تنهای تنها.
اینترنت مکان مناسبی جهت یافتن دوست و یا شریک آینده زندگی نیست، این‌ معامله‌ ای‌ زیانبار است‌ كه‌ در بسیاری‌ مواقع‌ ضرر آن‌ قابل‌ جبران‌ نیست، خانواده شما بهترین دوست شماست

باز رسیدیم به ایستگاه بارون همه جا رو خیس کرده بود شب بود... راه زیادی رو پیاده گذرونده بودیم... خسته بودیم گفتیم بقیه راه رو با اتوبوس بریم... بخار از دهنت بیرون میومد... خستگی رو توی چشمات میدیدم یادته... عشقم بودی... مث این فیلما کاپشن خودمو دادم بهت که به حساب سرما نخوری... رسیدم خونه با اینکه کاپشنمو دادم بهت ولی سرما نخوردم! گذشت و گذشت و گذشـــــــــــــــــت... حالا اومدم توی همون ایستگاه اینبار تنها بودم!!! هوا سرد بود... ولی کاپشنم تنم بود...!!! رسیدم خونه... جلوی آینه وایستادم یه چیزی نظرمو جلب کرده بود یه سری موهای سفید لابلای موهای مشکیم بود... یه چایی داغ بعدشم خواب... صبح فردا رسید... حس بدی بود سرما خورده بودم تنهای تنها.

1393/01/12 - 12:13
پیوست عکس:
02w5sr7rgt2gzsvyxij.jpg
02w5sr7rgt2gzsvyxij.jpg · 448x299px, 69KB